
خلاصه داستان:
نويد ( نويد محمد زاده ) دانشجوي اخراجي دانشگاه است كه در تهيه مخارج زندگي اش به مشكل برخورده و در عين حال قصد دارد تا ستاره ( باران كوثري ) كه تنها اميد زندگي اوست را در كنار خود نگه دارد اما..
كارگردان :
رضا درميشيان : متولد سال 1360 در تهران مي باشد و فعاليتش را در سال 1374 به عنوان روزنامه نگار در نشريات آغاز نمود و پس از دستياري و تهيه كنندگي، اولين فيلم بلندش را در سال 1390 با نام « بغض » ساخت كه در جشنواره هاي سينمايي خارج از كشور اثر موفقي بود. دومين فيلم وي به نام « عصباني نيستم » يكي از جنجالي ترين آثار چند سال اخير سينماي ايران مي باشد كه پس از سالها فرصت اكران پيدا كرده است. « لانتوري » سومين فيلم بلند سينمايي درميشيان درباره قربانيان اسيدپاشي بود كه آن اثر نيز حواشي فراواني به همراه داشت.
درباره فيلم « عصباني نيستم » :
« عصباني نيستم » را احتمالاً مي بايست به عنوان بحث برانگيزترين فيلم تاريخ سينماي ايران معرفي نمود. اثري كه در سال 92 ساخته شد اما بلافاصله حتي در همان دوره از جشنواره فيلم فجر از بخش جوايز كنار گذاشته شد و پس از آن نيز بطور كامل توقيف شد. در سالهاي اخير بارها صحبت از اكران سراسري اين اثر به ميان آمده اما هربار به دلايل گوناگون، « عصباني نيستم » رنگ اكران را به خود نديده بطوريكه منجر به صدور بيانيه هاي گوناگون از سوي كارگردان طي سالهاي اخير شد. اما در نهايت « عصباني نيستم » در سال 97 با مميزي هاي فراوان به اكران عمومي درآمد.
![]()
داستان فيلم درباره دانشجوي اخراجي به اسم نويد ( نويد محمد زاده ) است كه به واسطه فعاليت هاي سياسي از دانشگاه اخراج شده و حالا گرفتار جامعه اي شده كه به هيچوجه سر سازگاري با او ندارد. نويد كه به دليل مشكلات شخصي اش به اختلالات رواني دچار شده و براي مهار عصبانيت خود به مصرف قرص روي آورده، تمام تلاش خود را به كار مي بندد تا بتواند در مقابل جامعه ويران پيرامونش كه در آن همه چيز با " دزدي " و " دلالي " پيش مي رود، رفتار متعادلي از خود به نمايش بگذارد. جامعه اي كه نقطه روشني از اخلاق به چشم نمي خورد و در آن همه در پي چيره شدن بر يكديگر براي كسب يك زندگي بهتر مي باشند؛ يك بحران اخلاقي كه نويد توان همسو شدن با آن را ندارد.
رضا درميشيان در دومين تجربه كارگرداني اش به خوبي توانسته شخصيت نويد را در طول داستان بسط و گسترش دهد و به تماشاگر اين اجازه را بدهد كه به ذهن او وارد شده و دنيا را از قاب چشمان او نظاره كند. شخصيت نويد در طول داستان در انواع و اقسام موقعيت هاي اجتماعي قرار مي گيرد كه همگي آنان برخاسته از شرايط اجتماعي جامعه كنوني ايران مي باشد و به همين جهت تماشاگر خيلي زود احساس همدردي خود را با نويد ابراز مي نمايد. شخصيت هايي كه فيلم در مقابل نويد قرار مي دهند، در تعريف عمومي افراد محترمي هستند كه در اين ميان مي توان دكتر و مهندس و... را جستجو نمود. اما درميشيان با زيركي سرنوشتي متفاوت براي هريك از آنان ترسيم كرده كه هركدام بازتاب بخشي از جامعه حال حاضر ايران مي باشند.
![]()
به عنوان مثال در بخشي از فيلم نويد به سراغ دكتري مي رود كه فعاليت خود را كنار گذاشته و از بحران تحريم براي خود فرصتي خلق كرده تا به ثروت برسد! يا در بخشي ديگر دوست نويد را مي بينيم كه در يك بوتيك كار مي كند و با كنايه اعلام مي كند كه مديريت خوانده تا بتواند مغازه را مديريت نمايد و البته از آرزوي خود براي ازدواج با فرزند يك آقا زاده سخن مي گويد؛ آرزويي كه نشان از يك نااميدي بزرگ در نسل جواني دارد كه از فعاليت در مشاغل گوناگون نااميد شده و به اين نتيجه رسيده كه راه حل نهايي براي خروج از بحران، متصل شدن به افراد صاحب نفوذ است!
درميشيان اين ايده را در ادامه داستان با پيامي مستقيم در شخصيت پدر ستاره به تصوير مي كشد. فردي كه تماشاگر تا پيش از رويت او، تصوير كليشه اي از وي و مخالفتش براي ازدواج ستاره با نويد در ذهن دارد اما زماني كه به داستان وارد مي شود، او را فردي مستاصل مي يابيم كه ملتمسانه از نويد درخواست مي كند تا ستاره را به حال خودش رها كند تا او سرنوشت بهتري نصيبش شود و پس از مخالفت نويد، براي او توضيح مفصلي از شرايط اقتصادي سر مي دهد كه نويد توان پاسخگويي به آن را ندارد و مات و مبهوت مي گردد كه در اصل، اين مخاطب جوان فيلم است كه در اين صحنه پاسخي براي ارائه ندارد و به درماندگي اش پي مي برد!
![]()
خوشبختانه « عصباني نيستم » در فرم به بلوغ رسيده و به نظر مي رسد كه درميشيان به خوبي بر جزئيات اثرش آگاه بوده است. دوربين به درستي در لحظات پرتنش به سر مي برد دارد كه به نوعي بيانگر حال و روز نويد در هنگام ملاقات ستاره است. استفاده صحيح از عنصر رنگ در داستان كه اغلب در گذشته نويد و ستاره برجسته تر به نمايش در مي آيد و تداعي گر گذشته شاد اين دو نفر است، به درستي در فيلم به كار گرفته شده و در نقطه مقابل، تيره روزي نويد نيز با حداقل رنگ در تصوير قابل مشاهده است.
« عصباني نيستم » همچنين در رقم زدن عاشقانه اش به بهترين وجه ممكن عمل كرده تا عشق ميان نويد و ستاره يكي از جذاب ترين هاي سينماي ايران در سالهاي اخير باشد. عاشقانه اي كه در آن جنگ و جدل به چشم مي خورد و با خشمي دائمي همراه است اما پيوند عاشقانه اين دو خيلي زود ويراني هاي زندگي شان را از يادشان مي برد تا آنان را در دشت عشق آتشين شان رها نمايد. زماني كه نويد و ستاره در كنار يكديگر حضور دارند، آرامش قلبي عميقي در وجودشان برقرار است و به نظر مي رسد تنها در اين لحظات است كه مي توانند زندگي را تجربه نمايند. فيلم در يكي از سكانس هاي ماندگارش، عاشقانه ساده اما تاثيرگذاري را در سينما به تصوير مي كشد كه با بازي فوق العاده نويد محمد زاده همراه است. سكانسي كه در آن مي توان مجموعه دردهاي نويد را در چشمان و ميميك صورت او جستجو نمود.

حضور نويد محمد زاده در « عصباني نيستم » يك امتياز ويژه براي اين اثر بوده. بازيگري كه سالها پس از ساخت « عصباني نيستم » تبديل به ستاره سينماي ايران شده و نخستين نقش آفريني مهم او در اين اثر رقم خورده است. محمد زاده با دقت و جزئيات فراوان موفق به خلق شخصيت نويد شده است. وي به خوبي توانسته حد فاصل باريك ميان آرامش و خشم را به تصوير بكشد و تماشاگر را با خود همراه سازد. بازي محمد زاده در « عصباني نيستم » يكي از بهترين هاي چند سال اخير سينماي ايران است. در نقطه مقابل نيز باران كوثري به خوبي موفق شده زوج مناسبي با محمد زاده تشكيل دهد كه موفقيت آن به ساخته بعدي كارگردان يعني « لانتوري » نيز كشيده شد. احتمالاً مي بايست زوج عاشقانه كوثري و محمد زاده را در اين فيلم يكي از بهترين هاي سالهاي اخير ايران برشمرد.
با اينحال فيلم در روايت برخي از خرده داستان هاي فرعي اش با مشكل مواجه است كه اصلي ترين مورد مربوط به هم خانه هاي نويد مي باشند كه نوازنده هستند. حضور اين دو شخصيت در طول داستان صرفاً به بيانيه هايي سراسر بغض در حوزه موسيقي گذشته و كاركرد ديگري در داستان ندارد. اين دو نه نقشي در روايت داستان اصلي ايفا مي كنند و نه حضور يا حذفشان تاثيري در سرنوشت داستان دارد. توجه و دقت بيشتر در خلق و نحوه استفاده از اين افراد معترض در مقابل دوربين شايد مي توانست به نتيجه بهتري منجر شود.

« عصباني نيستم » اگرچه با مميزي هاي شديدي نسبت به نسخه اصلي مواجه شده، اما كماكان اثري اجتماعي و تماشايي است. مميزي هاي فراوان فيلم، فعاليت دانشگاهي نويد را در طول داستان گنگ و نامفهوم باقي گذاشته و در نهايت ضربه نهايي را به پايان بندي اثر زده است كه تفاوت كاملاً آشكاري با نسخه اصلي دارد. پايان بندي جديد برخلاف رويه اصلي داستان كه نافذ و صريح است، با اعمال مميزي چنان بي خاصيت گشته كه احتمالاً سبب غافلگيري بسياري از مخاطبين سينما خواهد شد. با اينحال « عصباني نيستم » هنوز هم مي تواند تداعي گر درد نسل جوان باشد كه حالا در وضعيت سرشار از تناقض جامعه ، گرفتار وضعيتي شده كه هيچ راه فراري براي آن وجود ندارد.
در يكي از سكانس هاي مهم فيلم زماني كه نويد بطور كامل از جامعه خويش نااميد شده، از ستاره درخواست مي كند كه با او به خارج از كشور برود اما ستاره مي گويد كه اينجا وطن ماست و همه چيز درست مي شود و نويد در پاسخ مي گويد : « هميشه گفته اند همه چيز درست مي شود اما هر سال بدتر ميشه! » شايد بتوان اين پيام را كليت سخن درميشيان در ساخت اين عنوان دانست. جامعه اي كه هر سال بيش از گذشته دچار فروپاشي هاي اخلاقي و اقتصادي مي گردد و اخلاق در آن هر روز يك گام به عقب بر مي دارد و در نهايت آدمي را با اين پرسش مواجه مي سازد : « آيا مي توانم عصباني نباشم؟! »
منتقد : ميثم كريمي
اين مطلب بصورت اختصاصي براي سايت " مووي مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذكر دقيق منبع و اشاره به سايت مووي مگ، ممنوع بوده و شامل پيگرد قانوني مي گردد.
به خانواده بزرگ جامعه مجازي مووي مگ بپيونديد
نام فيلم : عصباني نيستم
كارگردان : رضا درميشيان
فيلمنامه : رضا درميشيان
تهيه كننده : رضا درميشيان
مدير فيلمبرداري: -
بازيگران :
نويد محمد زاده
باران كوثري
رضا بهبودي
و...
دانلود فيلم عصباني نيستم با كيفيت عالي و لينك مستقيم از سايت دي ال مووي (دانلود فيلم ايراني)
http://dl-movies.ir/asabani-nistam

خلاصه داستان:
نويد ( نويد محمد زاده ) دانشجوي اخراجي دانشگاه است كه در تهيه مخارج زندگي اش به مشكل برخورده و در عين حال قصد دارد تا ستاره ( باران كوثري ) كه تنها اميد زندگي اوست را در كنار خود نگه دارد اما..
كارگردان :
رضا درميشيان : متولد سال 1360 در تهران مي باشد و فعاليتش را در سال 1374 به عنوان روزنامه نگار در نشريات آغاز نمود و پس از دستياري و تهيه كنندگي، اولين فيلم بلندش را در سال 1390 با نام « بغض » ساخت كه در جشنواره هاي سينمايي خارج از كشور اثر موفقي بود. دومين فيلم وي به نام « عصباني نيستم » يكي از جنجالي ترين آثار چند سال اخير سينماي ايران مي باشد كه پس از سالها فرصت اكران پيدا كرده است. « لانتوري » سومين فيلم بلند سينمايي درميشيان درباره قربانيان اسيدپاشي بود كه آن اثر نيز حواشي فراواني به همراه داشت.
درباره فيلم « عصباني نيستم » :
« عصباني نيستم » را احتمالاً مي بايست به عنوان بحث برانگيزترين فيلم تاريخ سينماي ايران معرفي نمود. اثري كه در سال 92 ساخته شد اما بلافاصله حتي در همان دوره از جشنواره فيلم فجر از بخش جوايز كنار گذاشته شد و پس از آن نيز بطور كامل توقيف شد. در سالهاي اخير بارها صحبت از اكران سراسري اين اثر به ميان آمده اما هربار به دلايل گوناگون، « عصباني نيستم » رنگ اكران را به خود نديده بطوريكه منجر به صدور بيانيه هاي گوناگون از سوي كارگردان طي سالهاي اخير شد. اما در نهايت « عصباني نيستم » در سال 97 با مميزي هاي فراوان به اكران عمومي درآمد.
![]()
داستان فيلم درباره دانشجوي اخراجي به اسم نويد ( نويد محمد زاده ) است كه به واسطه فعاليت هاي سياسي از دانشگاه اخراج شده و حالا گرفتار جامعه اي شده كه به هيچوجه سر سازگاري با او ندارد. نويد كه به دليل مشكلات شخصي اش به اختلالات رواني دچار شده و براي مهار عصبانيت خود به مصرف قرص روي آورده، تمام تلاش خود را به كار مي بندد تا بتواند در مقابل جامعه ويران پيرامونش كه در آن همه چيز با " دزدي " و " دلالي " پيش مي رود، رفتار متعادلي از خود به نمايش بگذارد. جامعه اي كه نقطه روشني از اخلاق به چشم نمي خورد و در آن همه در پي چيره شدن بر يكديگر براي كسب يك زندگي بهتر مي باشند؛ يك بحران اخلاقي كه نويد توان همسو شدن با آن را ندارد.
رضا درميشيان در دومين تجربه كارگرداني اش به خوبي توانسته شخصيت نويد را در طول داستان بسط و گسترش دهد و به تماشاگر اين اجازه را بدهد كه به ذهن او وارد شده و دنيا را از قاب چشمان او نظاره كند. شخصيت نويد در طول داستان در انواع و اقسام موقعيت هاي اجتماعي قرار مي گيرد كه همگي آنان برخاسته از شرايط اجتماعي جامعه كنوني ايران مي باشد و به همين جهت تماشاگر خيلي زود احساس همدردي خود را با نويد ابراز مي نمايد. شخصيت هايي كه فيلم در مقابل نويد قرار مي دهند، در تعريف عمومي افراد محترمي هستند كه در اين ميان مي توان دكتر و مهندس و... را جستجو نمود. اما درميشيان با زيركي سرنوشتي متفاوت براي هريك از آنان ترسيم كرده كه هركدام بازتاب بخشي از جامعه حال حاضر ايران مي باشند.
![]()
به عنوان مثال در بخشي از فيلم نويد به سراغ دكتري مي رود كه فعاليت خود را كنار گذاشته و از بحران تحريم براي خود فرصتي خلق كرده تا به ثروت برسد! يا در بخشي ديگر دوست نويد را مي بينيم كه در يك بوتيك كار مي كند و با كنايه اعلام مي كند كه مديريت خوانده تا بتواند مغازه را مديريت نمايد و البته از آرزوي خود براي ازدواج با فرزند يك آقا زاده سخن مي گويد؛ آرزويي كه نشان از يك نااميدي بزرگ در نسل جواني دارد كه از فعاليت در مشاغل گوناگون نااميد شده و به اين نتيجه رسيده كه راه حل نهايي براي خروج از بحران، متصل شدن به افراد صاحب نفوذ است!
درميشيان اين ايده را در ادامه داستان با پيامي مستقيم در شخصيت پدر ستاره به تصوير مي كشد. فردي كه تماشاگر تا پيش از رويت او، تصوير كليشه اي از وي و مخالفتش براي ازدواج ستاره با نويد در ذهن دارد اما زماني كه به داستان وارد مي شود، او را فردي مستاصل مي يابيم كه ملتمسانه از نويد درخواست مي كند تا ستاره را به حال خودش رها كند تا او سرنوشت بهتري نصيبش شود و پس از مخالفت نويد، براي او توضيح مفصلي از شرايط اقتصادي سر مي دهد كه نويد توان پاسخگويي به آن را ندارد و مات و مبهوت مي گردد كه در اصل، اين مخاطب جوان فيلم است كه در اين صحنه پاسخي براي ارائه ندارد و به درماندگي اش پي مي برد!
![]()
خوشبختانه « عصباني نيستم » در فرم به بلوغ رسيده و به نظر مي رسد كه درميشيان به خوبي بر جزئيات اثرش آگاه بوده است. دوربين به درستي در لحظات پرتنش به سر مي برد دارد كه به نوعي بيانگر حال و روز نويد در هنگام ملاقات ستاره است. استفاده صحيح از عنصر رنگ در داستان كه اغلب در گذشته نويد و ستاره برجسته تر به نمايش در مي آيد و تداعي گر گذشته شاد اين دو نفر است، به درستي در فيلم به كار گرفته شده و در نقطه مقابل، تيره روزي نويد نيز با حداقل رنگ در تصوير قابل مشاهده است.
« عصباني نيستم » همچنين در رقم زدن عاشقانه اش به بهترين وجه ممكن عمل كرده تا عشق ميان نويد و ستاره يكي از جذاب ترين هاي سينماي ايران در سالهاي اخير باشد. عاشقانه اي كه در آن جنگ و جدل به چشم مي خورد و با خشمي دائمي همراه است اما پيوند عاشقانه اين دو خيلي زود ويراني هاي زندگي شان را از يادشان مي برد تا آنان را در دشت عشق آتشين شان رها نمايد. زماني كه نويد و ستاره در كنار يكديگر حضور دارند، آرامش قلبي عميقي در وجودشان برقرار است و به نظر مي رسد تنها در اين لحظات است كه مي توانند زندگي را تجربه نمايند. فيلم در يكي از سكانس هاي ماندگارش، عاشقانه ساده اما تاثيرگذاري را در سينما به تصوير مي كشد كه با بازي فوق العاده نويد محمد زاده همراه است. سكانسي كه در آن مي توان مجموعه دردهاي نويد را در چشمان و ميميك صورت او جستجو نمود.

حضور نويد محمد زاده در « عصباني نيستم » يك امتياز ويژه براي اين اثر بوده. بازيگري كه سالها پس از ساخت « عصباني نيستم » تبديل به ستاره سينماي ايران شده و نخستين نقش آفريني مهم او در اين اثر رقم خورده است. محمد زاده با دقت و جزئيات فراوان موفق به خلق شخصيت نويد شده است. وي به خوبي توانسته حد فاصل باريك ميان آرامش و خشم را به تصوير بكشد و تماشاگر را با خود همراه سازد. بازي محمد زاده در « عصباني نيستم » يكي از بهترين هاي چند سال اخير سينماي ايران است. در نقطه مقابل نيز باران كوثري به خوبي موفق شده زوج مناسبي با محمد زاده تشكيل دهد كه موفقيت آن به ساخته بعدي كارگردان يعني « لانتوري » نيز كشيده شد. احتمالاً مي بايست زوج عاشقانه كوثري و محمد زاده را در اين فيلم يكي از بهترين هاي سالهاي اخير ايران برشمرد.
با اينحال فيلم در روايت برخي از خرده داستان هاي فرعي اش با مشكل مواجه است كه اصلي ترين مورد مربوط به هم خانه هاي نويد مي باشند كه نوازنده هستند. حضور اين دو شخصيت در طول داستان صرفاً به بيانيه هايي سراسر بغض در حوزه موسيقي گذشته و كاركرد ديگري در داستان ندارد. اين دو نه نقشي در روايت داستان اصلي ايفا مي كنند و نه حضور يا حذفشان تاثيري در سرنوشت داستان دارد. توجه و دقت بيشتر در خلق و نحوه استفاده از اين افراد معترض در مقابل دوربين شايد مي توانست به نتيجه بهتري منجر شود.

« عصباني نيستم » اگرچه با مميزي هاي شديدي نسبت به نسخه اصلي مواجه شده، اما كماكان اثري اجتماعي و تماشايي است. مميزي هاي فراوان فيلم، فعاليت دانشگاهي نويد را در طول داستان گنگ و نامفهوم باقي گذاشته و در نهايت ضربه نهايي را به پايان بندي اثر زده است كه تفاوت كاملاً آشكاري با نسخه اصلي دارد. پايان بندي جديد برخلاف رويه اصلي داستان كه نافذ و صريح است، با اعمال مميزي چنان بي خاصيت گشته كه احتمالاً سبب غافلگيري بسياري از مخاطبين سينما خواهد شد. با اينحال « عصباني نيستم » هنوز هم مي تواند تداعي گر درد نسل جوان باشد كه حالا در وضعيت سرشار از تناقض جامعه ، گرفتار وضعيتي شده كه هيچ راه فراري براي آن وجود ندارد.
در يكي از سكانس هاي مهم فيلم زماني كه نويد بطور كامل از جامعه خويش نااميد شده، از ستاره درخواست مي كند كه با او به خارج از كشور برود اما ستاره مي گويد كه اينجا وطن ماست و همه چيز درست مي شود و نويد در پاسخ مي گويد : « هميشه گفته اند همه چيز درست مي شود اما هر سال بدتر ميشه! » شايد بتوان اين پيام را كليت سخن درميشيان در ساخت اين عنوان دانست. جامعه اي كه هر سال بيش از گذشته دچار فروپاشي هاي اخلاقي و اقتصادي مي گردد و اخلاق در آن هر روز يك گام به عقب بر مي دارد و در نهايت آدمي را با اين پرسش مواجه مي سازد : « آيا مي توانم عصباني نباشم؟! »
منتقد : ميثم كريمي
اين مطلب بصورت اختصاصي براي سايت " مووي مگ " به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذكر دقيق منبع و اشاره به سايت مووي مگ، ممنوع بوده و شامل پيگرد قانوني مي گردد.
به خانواده بزرگ جامعه مجازي مووي مگ بپيونديد
نام فيلم : عصباني نيستم
كارگردان : رضا درميشيان
فيلمنامه : رضا درميشيان
تهيه كننده : رضا درميشيان
مدير فيلمبرداري: -
بازيگران :
نويد محمد زاده
باران كوثري
رضا بهبودي
و...
دانلود فيلم عصباني نيستم با كيفيت عالي و لينك مستقيم از سايت دي ال مووي (دانلود فيلم ايراني)


نازک کاری ساختمان